روایتی دیگر از آدم و حوا

Adam Before Eve

زنگوله ها که به صدا در می آیند

صبح بیدار می شود

و سرک می کشد

با چشم طلایی اش

وقتی به صدا در آمدم

چشم برداشتی و سرک کشیدی

از پشت درخت

مرا دیدی و

گفتی که ندیدی

اولین دروغ

و صدایی از پشت کاج های ازل آمد:

“- زن، گولم زدی…”

زنگوله ام که به صدا در آمد

شب شده بود

و صبح پشت درخت

جا مانده بود

2003539423222912506_rs

~ با سينا در اکتبر 26, 2009.

يك پاسخ برايش بگذاريد