رویای شیرین، واقعیت تلخ

 

خوب بعد مدت ها اومدم….و فک کنم هنوزم گیج گیجم….مخم داره منفجرمیشه ، ولی دریغ از یه تراوش ذهنی که خوبه یه تف ذهنی، همش حرف و کلوم تو سرم میپیچه ولی هیچ نظمی نداره و هیچی عایدم نمیشه… خلاصش فعلا حس نوشتن نیست و حس عکاسیه…تا چی پیش بیاد…

پس دعوتتوم میکنم به یه عکس که چند روز پیش گرفتم… 

dsc00056

 

 

~ با سينا در نوامبر 29, 2008.

پاسخ دهید